-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 14:20
خیلی دلم میخواد یکی ازم بپرسه حالت چطوره روبه راهی و من بگم نه ! من هیچ راهی نمیبینم و مثل ادمی که توی برف تو ارتفاعات گم شده و اطرافش رو فقط سفیدی و کوه فرا گرفته و هیچ نشانه ای هم نمیبینه ام. یا مثل گم شدن تو جنگل یا صحرا و یا دریا
برای سردار عزیز
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 7:46
سلاماونی نشدی که توی 20سالگی میخواستی، هرچند که یادت نمیاد اما خب قطعا از بعضی موارد اونی نشده که باید میشد.برخی خودم مقصر بودم و برخی هم محیط و.... از نظر معنوی، از نظر اقتصادی . دروغ چرا بدتر هم شد
چند کلامی با خودم
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 7:46
سلام و صد سلام سردار عزیز با رفتنت دل گیسو سفیدان کشورم شکست، شما قوت قلب همه ما بودید با رفتنت دل کوچک ما هم شکست . اما سردار عزیز برای تو خوشحالم که با شهادت رفتی و خوشحالم اینقدر مقتدر و توانا بو
برای طیبه جان
-
تاریخ: 1400/5/28 ساعت: 7:46
Mehdi Shad:داستانکی زیبادر روزگاران قدیم در مکانی خیلی دور در خیابان هاتف خانواده ای 3 نفره خوش و خرم در کنار هم زندگی میزستند
روزهای با تو
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:54
میشد بهتر از این باشه، روزهایی که با تو گذشت !میشد زیباتر، پرخنده تر، مهربان تر باشه ،روزهایی که با تو گذشت !عذاب وجدانی که همیشه از تک تک رفتارها داشتم، و نگرانی از تو که حرف به گوش نمیدادی و همچنان کار خودتو میکردی!!!ای کاش بهتر میگذروندیم و به بهترین روزهای مادر و دختری امون تبدیلش میکردیم !!!متا...
برای دلم
-
تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 5:54
میگم که اگه چهارسال دانشگاهم یه جا میبود قطعا سرنوشت من تفاوت میکرد،برمیگردم و به همه دو راهی هایی که میتونستم اون یکی راه رو انتخاب کنم نگاه میکنم و هیچ ... همین آخرین دو راهی که انگشت آوینا جون رو
سرگرمی
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:07
بررسی از مرجع سرگرمی طبق کپی رایت این روزهام شده دیوار نگا کردن!! کنجکاوم ببینم مردم چه چیزهاشونو میذارن برای فروش!!!
یادداشتهایی برای دخترم
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 22:07
سلام نفس مامان، سلام قلب مامان، دختر نازم روزها خیلی سریع میگذرند و تو هر روز به امید خدا بالنده تر، و هر روز در حال یادگیری و کنجکاوی جهان پیرامون خودت. حالا دیگه 5 تا دندون (یکیش تازه نیش زده) پایین داری و 4 تا بالا. کلمات بیشتری میگی و ما کیف میکنیم از یادگیری ات. پازل هارو خیلی خوب میچینی و حل م...
13 بدر
-
تاریخ: 1397/2/22 ساعت: 3:13
سلام.سال نو دوستان عزیز مبارک امیدوارم سال خیلی خوبی پیش رو داشته باشین و خداوند براتون بهترینها رو رقم بزنه. روز 13 رفتیم باغ خاله همسرجان هی بد نبود ام
دل نوشته برای فرزندم
-
تاریخ: 1397/1/5 ساعت: 18:36
سلام دلبندم.این روزها آخر سال هم داره به سرعت میگذره.حالا دیگه 4تا دندون داری دوتا بالا و دوتا پایین(همزمان یکی بالا و یکی پایین جوونه زدن)!بازم اصلا خوب غذا نمیخوره و واقعا نمیدونم چیکار کنم!با هزار ترفند سعی میکنم بهت غذا بدم اما.جدیدا باران و آنا خیلی اذیتت میکنن !البته من همش کنارتم اما به بودن ...
اینستا
-
تاریخ: 1397/1/5 ساعت: 18:36
چند روزی هست از سر کنجکاوی وارد اینستا شدم!!فعلا که خوشم نیومده!شاید بیام بیرون..چرا بعضی ها اینقد جنبه حیوانیت خودشونو به نمایش میذارن!؟!؟!؟!!؟!؟و چرا بعضی ها آب میخورن یه پست جدید میذارن که الان آب خوردن!!یه کم مسخره اس!!و گاهی زیادی مسخره اس.تا ببینیم چی میشه!شماها هم اینستا هستین؟!اگه هستین لطفا...
روزت مبارک مادرم
-
تاریخ: 1397/1/5 ساعت: 18:36
این روزها کمی میفهمم!کمی از آن عشق بی حد و مرز...کمی از آن خنده های عمیقی که از خنده من بر جانت میریخت....کمی از نگاههای مهربانانه ات...کمی از نگرانی های هر لحظه ات....کمی از امید ها و آرزوهایت.... کمی از آن شوق و اشتیاق مادر شدن را...تنها کمی از سالهای سال مادر بودنت...همه کلمات عاجزند از بیان حس م...
تولدم مبارک
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:20
نمیدونم چند ساله شدم!فکر کنم که 31 سالم پر شد!!بهش فکر نکنم بهتره!حس بهتری دارم!مهمترین اتفاق این تولدم تبریک پدرم بود!!باهام تماس گرفت و تبریک گفت!عالی بود!خیلی خوشحال شدم.با هدیه همسرم غافلگیر شدم!و بهتر از اون حسی قشنگی بود که از تبریکش توی گروه دوستامون بهم داد.خداروشکر بابت داشتن نعمتهای بینظیر...
دل نوشته هایی برای فرزندم22
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:20
سلام جیگملو مامان.اومدم بگم از کی چند قدم رو به تنهایی برداشتی اما اینقد این روند تدریجی و تکمیلی پیش میره که دقیق زمانش مشخص نیست اما خب دیشب 5-6 قدم کوچکی رو خودت به تنهایی برداشتی و من و باباجون از ذوق هیچی نمیگفتیم.حس بسیار شیرینی بود خداروشکر.رفته بودیم پیش محمدعلی جون!آخه تصادف کرده بود و ما پ...
ترس
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 3:20
میترسم از بی عشق بودن!از دوست نداشتن!از بی تفاوت بودن!از عادت به تکرار تو در کنارم...خدایا!روز به روز به دوست داشتن هایم بیافزا تا نهایت بهره و لذت رو از لحظه لحظه دوس داشتنی هایم ببرم!Let's block ads! (Why?)
دل نوشته هایی برای فرزندم9
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام عزیز دلم.سلام عشوقلک من. دیگه کم کم به آخرای این دوران داریم نزدیک میشیم!قبلا خیلی برنامه ها برای این دوران داشتم اما خب شرایط خاصیه و نشد هرآنچه رو که میخوام انجام بدم !منو ببخش.چند روزه بعد نماز صبح تکون هات شدیده و نمیذاری بخوابم!هی با خودم میگم چی شده ؟چیزی میخواد؟! هنوز اسم مشخصی نتونستیم
دل نوشته هایی برای فرزندم10
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام عزیز دلم الان خوابیدی و من فرصت دارم چند کلمه از تو و برای تو بنویسمامروز 10 روز میشه که دنیا اومدیپنجشنبه 14 بهمن 1395 ساعت 19:08 دقیقه دنیا اومدی!(چشام ثانیه شمار ساعت اتاق عمل رو ندید عزیزم)مصادف با شب میلاد حضرت زینب(س). روزها اول هنوز واسه اسمت تردید داشتم .میگفتن اسمتو بذارم زینب یا از ال
دل نوشته هایی برای فرزندم11
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام عزیز دلم.امروز 67 روزه که دنیا اومدی.یک هفته میشه که میخندی و عکس العمل به حرفهام نشون میدی.خیلی خوب سرت رو نگه میداری و جدیدا هم یاد گرفتی دستتو یه دهنت برسونی و بخوری!!! خیلی زود داره زمان میگذره و تو داری بزرگ میشی.وقتی میخوابی دلم برات تنگ میشه.خیلی کم وقت میکنم بیام و ازت بنویسم!اما اولین
لعنت به آدم خودخواه و منفعت طلب
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
حالم خیلی بده!!!! همش ذهنم درگیر انسانهایی که در عمق 1200 زمین محبوس اند!!!کارگرای معدنی که قربانی سهل انگاری و منفعت طلبی یه عده ادم شدند!!!!حالم بده از شهید شدن مرزبانهای شرق کشورم که به خاطر تک تک ماها جونشونو از دست دادن!!! اونجا دیگه نمیدونم کمبود چه امکاناتی یا سهل انگاری چه شخصی این اتفاق افت
دل نوشته هایی برای فرزندم12
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام دختر قشنگم.اومدم به تو فکر کنم تا آروم بشم.! از ویژگی ات توی این سه ماه تولدت بگم!ها؟نظرت؟اوایل که دنیا اومدی و مامانی جون با ما بود و کمکمون میکرد تا ازت نگهداری کنیم!گاهی برام سخت بود!اذیت شدنم موقع شیردادنت.تقریا تا یک ماهگی هم تا ساعت 1:30 الی2 بامداد بیدار بودی و بعد میخوابیدی.مامانی برات