دل نوشته هایی برای فرزندم13 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام دختر نازنینم امروز 5 ماهت تموم شده و وارد 6 ماهگی شدی.خیلی زود داره این روزها میگذره،زودتر از قبل!این روزها دلم تند تند میگیره و تنگ میشه و میره یه گوشه کز میکنه!نیاز به توچه داره اما خب با این دنیای مجازی لعنتی کی به کی میرسه که توجه کنه!!! سرمون توی گوشی و لب تاب و زمان درگذر...صد لعنت به است
دل نوشته هایی برای فرزندم14 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام دلبندم.خداروشکر بابت داشتنت. این روز ها داری تلاش میکنی خودتو به وسیله های اطرافت نزدیک کنی .قشنگه....هر لحظه بزرگ شدنت قشنگه خداروشکر.امروز جشنواره بادبادک ها توی شهرمون برگزار شد .باباجون و دوستاش خیلی زحمت کشده بودن اما خب خیلی هم اذیت اشون کرده بودن و قدرشونم نمیدونن!یه هفته از کارش زد و تل
دل نوشته هایی برای فرزندم15 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 21:05
سلام دختر نازنینم. امروز خیلی زودتر و بهتر از روزهای قبل خودتو به وسیله ای که میخوای رسوندی!حس میکنم دیگه باید کم کم وسیله هایی که دسترسی بهشون داری رو برای امنیت و ارامش ات بردارم.دارم از هر ماه یه عکس انتخاب میکنم تا یکسالگی ات که انشاءالله مرتب کنم روی یه شاسی! دو روز پیش واکسن 6 ماهگی ات رو زدیم
دل نوشته هایی برای فرزندم8 - تاریخ: 1395/9/7 ساعت: 20:24
سلام عزیزم. این روزها دارم برات یه قنداق فرنگی ناز میبافم... خیلی هم برای انتخاب اسمت فکر میکنیم اما هنوز به نتیجه نرسیدیم!همیشه فکر میکردم انتخاب اسم ساده است اما الان نه! من اسم وانیا که یعنی هدیه باشکوه خداوند رو دوست دارم برات بیشتر معنی اشو دوست دارم اما بابا جون موافق نیست!تارا یعنی ستاره اینم...
دل نوشته هایی برای فرزندم2 - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 18:19
سلام عزیز دلم.خوبی ؟ قربونت برم،خدا کنه خوب باشی و خوب رشد کنی!من تموم سعیمو میکنم که خوب و مفید غذا بخورم تا تو کمبود نداشته باشی اما گاهی حالم بد میشه و نمیتونم!بابت اون موقع ها و لحظه ها معذرت میخوام. هنوز نمیدونیم تو دختری یا پسر عزیزکم!در مورد اسمت گاهی با بابای مهربونت حرف میزنیم اما هنوز به ن...
دل نوشته هایی برای فرزندم3 - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 18:19
سلام عشق زندگی ما.خوبی عزیزکم؟ چندروز پیش رفتم سونوگرافی!به اقای(اینجا سنوگراف خانوم نداره؛واسه همین دیگه مجبور شدم برم پیش اقای سنوگراف) دکتر گفتم میشه همسرم هم بیان و صدای قلب کوچولومونو با هم بشنویم؟!اقای دکتر گفت بله؛همسر شما از همون اول هم میتونستن تشریف بیارن!یکی رفت و باباجون رو صدا زدن و اوم...
دل نوشته هایی برای فرزندم4 - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 18:19
کوچولوی ناز من سلام. انشاءالله که خوب باشی.دیشب باباجون برات یه ست لباس خیلی ناز گرفته و ظرفهای قشنگ!خیلی خوشحال شدم...خیلی دوسشون دارم.امیدوارم تو هم خوشت بیاد. خب برم به کارهام برسم و برای باباجون ناهار خوشمزه درست کنم عشقم! خدای مهربون مراقبت باشه گل من
برای مادربزرگم - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 18:19
سلام بی بی... خوبی؟ اخ که یاد اون در چوبی که در میزدم و میومدم تو حیاط و تو از خونه میومدی بیرون و میگفتی بفرما... بعد میدی منم و لبت به خنده وا میشد محکم بغلم میکردی و میبوسیدیم.... چایی ات به راه بود و .... دلم خیلی برات تنگ شده.... اخ که چقد زود دیر میشه و چقد زود میگذره لحظه های با هم بودنمون.. ...
برای کیمیا, دختر ایران زمینم - تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 18:19
سلام کیمیای عزیزم... از وقتی مصاحبه ات رو دیدم و گفتی که همیشه از خدا خواستی خیر رو برات رقم بزنه و از مردم هم خواستی که برات همین دعا رو بکنن مهرت به دلم نشست!و برات همین دعا رو کردم!هرچند هم که ته دلم مثل خودت طلا رو برات میخواستم!!با این سن و سال بزرگ فکر میکنی و برات خیلی خوشحالم..امروز که دیدم ...

برچسب‌های مرتبط

دل نوشته هایی برای امام حسین | دل نوشته هایی با خدا | دل نوشته هایی برای خدا | دل نوشته هایی برای مادر | دل نوشته هایی برای امام رضا | دل نوشته هایی برای پدر | دل نوشته هایی برای امام زمان | دل نوشته هایی در مورد مادر | دل نوشته هایی از تنهایی | دل نوشته هایی عاشقانه